|
|
|
|
|
خوب ما یه بار دیگه اومدیم، بعد از یه غیبت طولانی! شاید بپرسید تا به حال چی کار میکردیم؟ چرا خبری ازمون نبود؟ در واقع ما به یه خونه تکونی کلی احتیاج داشتیم تا دوباره از اولش شروع کنیم. خیلی فکر کردیم خیلی تحقیق کردیم، با اساتید نتورک در دنیا مکاتبه کردیم و نظرشون رو خواستیم، با لیدرهای بزرگ ایرانی مشورت کردیم و ...بالاخره متوجه شدیم کجاها اشتباه کردیم و کجاها درست رفتار کردیم. راستشو بخواهید قبلا فکر میکردم که خیلی چیزها در مورد نتورک میدونم اما طی این مدتی که تحقیق کردم متوجه شدم که خیلی چیز ها است که باید یاد بگیرم. به قول "جان میلتون فاگ" مشکل نت ورکرها در چیزهایی که میدونن که میدونن نیست، مشکل در چیزهایی که میدونن که نمیدونن هم نیست بلکه مشکل در مسائلی هست که" نمیدونن که نمیدونن" و این باعث افت عملکرد اونها بعد از یه مدت میشه. سئوال اینجاست که چرا در حالی که خیلی از گروههای کوئستی دیگه نمیتونن کار کنن پس چه طور در همین شرایط یه سری دیگه نتایج عالی دارن میگیرن در حالی که شرایط برای همه یکسانه! اینجاست که باید یه لحظه فکر کرد. این چطور ممکنه! خیلی از گروههایی که با خرید یک امتیازی کار میکردن خوابیدن در حالی که یه گروه که در 24 ژوئن سال گذشته میلادی در دبی از لیدرشون به عنوان سریعترین کوئستر قدردانی شد با خرید 3و حتی 5 و 13 و 21 امتیازی دارن کار میکنن. شاید برای بعضی ها (از جمله خود من که باور نمیکردم) باور نکردنی باشه که کسی در تعادل 310 و از اون جالب تر در تعادل 190 فلاش اوت بده. ولی واقعیت داره. گروهی که قریب به اتفاق در کمتر از شش ماه به سقف درآمد میرسن (خیلیها به سقف 15000 دلار درهفته!!!) . خوب آمارها چطوره؟ میدونم بعضی ها از این آمارها خبردار هستند. ولی خیلیها هم البته الان که این مطلب رو میخونن خواهند گفت:"غیر ممکنه!!!!" چه بخوای چه نخوای این واقعیت داره، برو تحقیق کن. بررسی های من نشون داد که کار اونها هیچ رمز و رازی نداره، کارهای بسیار ساده ولی تاثیر گذار. همون زمانی که بعضی از این به اصطلاح لیدرها مثل داود گرشاسبی، آرش رزقی(که الان مسئولv-team پست ویژنه!!!!! (تقلید تا حد میمون))، نیما نجمی نیا و خیلی های دیگه داشتند چیدمان کار میکردند، این گروه با اصول خودش قدمهای کوچیک ولی بسیار مطمئن رو می گذاشت. نتیجه اون شد که گروههای غیر اصولی و بر مبنای چیدمان( هر کس هر چند نفر که میتونه وارد کنه، خاله، دایی، عمه و...) به زمین خوردند و افرادی مثل داود گرشاسبی با تعادل بالای 20000 هیچ خریدی تو دستشون ندارند. ولی این طرف زیر 4 ماه فلاش اوت میدند. بله هر کسی اون چیزی رو که میکاره برداشت میکنه نه بیشتر نه کمتر. تز آدمهایی مثل داود گرشاسبی چیه؟ من 20 ،30 نفری رو دارم که همیشه به من چسبیدن و من هر کاری کنم اونها هم انجام میدن، و میرم تو یه نتورک جدید، اونها میان من هم که لازم نیست کاری کنم، اونها مثل یه تراکتور برام کار میکنن. اگر هم با اونجامون زمین خوردیم مهمه نیست، میرم تو یه نتورک دیگه خوب چی کار کنم من که دارم پول خوبی در میارم بقیه هم به درک، مهم اونه که باز هم یه چندنفری با من میان.(پلان جدید پست ویژن آغاز شد، پلان اینترنشنال، ولی خوب چه کسانی در راس هستند، خوب معلومه همونهایی که قبلا در راس بودند و چه کسانی میان و دوباره خرید میکنن؟ ای بابا عجب خنگی هستم خوب همونهایی که اون پایین قبلا خرید کرده بودند. یک copy past عالی و پر سود، کار win ،win هستش، شرکت کلی بابت فروش موقعیتهای اولش سود کرده و کلی هم بابت خریدهای دوباره اگر نصف user های پلان در پی تی هم این ور خرید کنن باز خداد میلیون سوده، بالادستی ها هم که حال کردن. ولی افرادی که اون پایینن چطور؟ خوب به درک، روزگار همینه!! ) اما یه عده ای هم مثل من حاضر نشدن به هیچ قیمتی با این آدمها همکاری کنن و به این فکر افتادن که برگردن و دوباره یه نگاهی به کارهایی که انجام دادن بیاندازند. همون تز معروف : بررسی مجدد، بازبینی مجدد، تغییر نگرشها و بالاخره انجام همان برنامه با عملیات و روشهای جدید ( البته این از عهده کسانی برمیاد که به کمپانی که با اون کار میکنن افتخار میکنن و حاضر نیستند وقتی کار سخت میشه خودشون رو راضی کنن که برن تو یه نت ورک پشه ای یا شبه نتورکهایی ایرانی سوسکی که همون بالا دستی های ( ننگه که به اونها بگم لیدر) ابلهی که هر چی دارن از کوئسته و از نت ورک جز سود خودشون هیچی نمیفهمن راه اندازی کردن. شاید هم بعضی ها بگن این داره تبلیغ گروه خودشون رو میکنه، اما این طور نیست من از هیچ کسی دعوت نمیکنم که کارش رو با این گروه شروع کنه بلکه هر کسی نگرش شبیه ما داشته باشه خودش راهش رو پیدا میکنه و احتیاجی به من یا امثال من نداره. خیلی ها فکر کردن کوئست رو گذاشتم کنار و به این امید که میتونن من رو راضی کنن وارد این نتورکهای احمقانه من درآوردی بشم دنبالم اومدن ولی خیلی ناامید برگشتن. من هنوز دشمن درجه یک این شبه نتورکها با عمرهای یه روز و دو روز هستم. این که هر ابلهی از جاش بلند میشه و میره یه نت ورک راه میاندازه و آبروی هر چی این شغل رو داره میبره واقعا باعث تاسفه. پرونده این ابله ها اونقدر سیاهه که اگر کسانی که وارد این نتورکهای پشه ای میشن از اون خبر داشتن یه لحظه حاضر نمیشدن با اونها همکاری کنن. مطالب جالبی رو بزودی خواهم نوشت. خرمگس |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 16:15 توسط خرمگس
|
|
||
|
|
|
|
|
طنز سیاه: شاخ دو وجبی(طایفی) و کوئستی شاخ دو وجبی: خوب پسر، اسمت چیه؟ کوئستی: ژان، وال ژان. شاخ دو وجبی: من رو مسخره میکنی؟ کوئستی: نه به خدا. من ژان وال ژان هستم. شاخ دو وجبی:چرا ژان وال ژان؟ کوئستی: مگه به ژان وال ژان به خاطر یه لقمه نون گیر ندادن؟ مگه با نامردی تموم بهش ظلم نکردن؟ شاخ دو وجبی: خوب چه ربطی داره؟ کوئستی: خوب منم دارم همون کار رو میکنم. شاخ دو وجبی: مگه کار قحطه، میتونستی بری یه کار دیگه بکنی؟ کوئستی: چه کاری، کار کجا بود، دلت خوشه تازه اگر هم گیر بیاد اینقدر میدن که فقط از گشنگی نمیری. اون که دیگه اسمش نمیشه زندگی. شاخ دو وجبی: برای مردم عادی همین بسه که شکمشون سیر باشه تازه میتونی بری یه کار که ضررش برای خودت و مملکت کمتر باشه انجام بدی، چه میدونم مواد فروشی، آدم کشی، دزدی، میتونی ساقی مشروب یا حشیش بشی، این همه کار هست هر بار هم که بگیرنت یه جریمه ای میدی؛ میای بیرون. مریضی رفتی تو همچین کاری، مگه تو نمیدونی کاتوزیان به این جور کارها که پول خوبی ازش در بیاد آلرژی داره. قرارداد ترک سل، ال90 و ... . پول خوب برای مردم ضرر داره و این کاتوزیان رو عصبانی میکنه. کوئستی: راستش، آقای شاخ دووجبی، ما پیش خودمون گفتیم" این کار همه جای دنیا داره انجام میشه، مخصوصا تو کشورهای پیشرفته، تا به حال هیچ گاوی هم پیدا نشده بود تا با این تجارت مخالفت کنه، چه دلیلی داره تو ایران با این کار مخالفت بشه؟" کاتوزیان ودوستانش بیشتر میفهمن که اقتصاد این مملکت رو به... دادن یا مغزها و متفکرین اقتصادی غربی، اقتصاد دانان کشورهایی مثل مالزی، سنگاپور و ... که کشورشون بیشترین رشد (جهش) اقتصادی رو در چند سال اخیر در دنیا داشتن. یکی نیست بگه اصلا ما مگه اقتصادی هم داریم تا بهش ضرر بخوره؟ شاخ دو وجبی: دلیل داره جانم، خوب اشتباهتون همین جا بوده، با تمام افتخار برعکس بقیه جاهای دنیا، اینجا هم گاو زیاده و هم اینکه ما خودمون بهتر از اونها میدونیم با چی موافقت یا مخالفت کنیم. درسته کاتوزیان و... از اقتصاد و این جور چیزها چیزی سرشون نمیشه ولی انصافا تو ممنوع کردن و مخالفت کردن با طرحهای اقتصادی که به نفع مردم بوده خوب از خودشون همت نشون دادن. سرمایه گذاری خارجی و.... کوئستی: آخه بدبختی اینجاست کاتوزیان و شما اصلا نمیدونید نتورک مارکتینگ چی هست. واسه خودش یه تعریف ساخته میتونه به اسم خودش ثبت کنه چون تا به حال هیچ کس فکرش رو هم نکرده بود که میشه نتورک مارکتینگ رو اینجوری تعریف کرد. مثل این میمونه که همه جای دنیا به بچه مرغ میگن جوجه مرغ، ولی کاتوزیان به بچه مرغ میگه توله مرغ یا کره مرغ. اون چیزی که کاتوزیان میگه معلوم نیست از کجای خودش در آورده، فقط یک ذهن مالیخولیایی میتونه همچین تعریفی... از نت ورک مارکتینگ ارائه بده. حتما مخش ..... شاخ دو وجبی: ببین، نتورک مارکتینگ همون چیزیه که ما بگیم. اگه ما میگیم این کار مثلا سیب زمینی فروختنه، خوب حتما همینه. کاتوزیان هم همین رو میگه، ما کاری به بقیه نداریم، ما میگیم آقا هر چی ما میگیم درسته و مردم هم باید اطاعت کنند. کجای این بده؟ شاخ دو وجبی: حالا این کار رو باید بزاری کنار و تمام درآمدت رو هم بدی به کاتوزیان تا خودش رو تقویت کنه( به جای ترشی یه چیز مقوی بخوره) و بشینه فکر کنه که دیگه چه قانون ... میتونه به تصویب برسونه. میخواد اسمش رو به عنوان کسی که عجیبترین تعریفها و قانونها رو درآورده ثبت کنه. اون حرف نداره با هر طرح اقتصادی مخافت میکنه چون اصلا میگه ما به این چیز ها احتیاج نداریم. کوئستی: این کار رو که نمیتونم بزارم کنار آقا، شاخ دو وجبی! شاخ دو وجبی: برای چی نمیتونی بزاری کنار. کوئستی: من یه کلیه ام رو فروختم تا وارد این کار شدم، کلی هدف برای خودم نوشتم چه جوری بزارمش کنار. از اون گذشته خرج خونوادم رو از این راه میدم، من درآمد دیگری ندارم. شاخ دو وجبی: خوب کاری نداره اون یکی کلیه ات رو بفروش بزن به یک کاسبی، چیزی سیگار بفروش، بساط کن، اصلا اکس بفروش، هم باکلاسه هم اینکه خودمون وارد کنندش هستیم، این هم یه بازایابی هست دیگه. کوئستی: اگه نزارمش کنار چی میشه؟ شاخ دو وجبی: این شاخهای منو میبینی، این از این، این هم از دندونهام، هم شاخت میزنم و هم گازت میگیرم، حالا جرعت داری ادامه بده. کوئستی: به هر حال من ادامه میدهم، اگه خیلی هم گاو باشی، که هستی چند نفر رو میخواهی شاخ بزنی. شاخ دو وجبی: فقط من نیستم که، چه زیاده گاو تو این مملکت، خوب اونها هم شاخ دارن دیگه، مگه نه؟ کوئستی: با تمام گاوهایی که وجود دارند و بالطبع احتمالا شاخ هم میزنن، تصمیم دارم این کار رو ادامه بدم، بدون رسیدن به اون هدفها زندگی برام معنی نداره. اصلا میدونی چیه، اگه قرار باشه از هدفهام دست بردارم همون بهتر که بمیرم تا اینکه اندازه یه خر عمر کنم و زجر بکشم. شاخ دو وجبی: اگه به ما میگی گاو پس شما مردم چی، مگه خود شما مردم به این نماینده ها از جمله کاتوزیان رای ندادید. کوئستی: بله، این رو راست میگی، واقعا مردم ما به غیر از تعداد کمی خیلی ... هستند.(در جای خالی کلمه مناسب بگذارید) شاخ دو وجبی: خوب من باید برم، یه برنامه دارم رو آنتن (سریال گلدکوئست از شبکه 2)که باید ادای لولو خور خوره رو در بیارم. ""...گاز میگیرم، شاخ میزنم..."" " برنامه دراکولا علیه گلدکوئست هر هفته از شبکه 2" کوئستی: منم برم به فکر کندن یه تونل باشم، بچه ها گفتن باید زیرزمینی کارکنیم. چطور میتونم کاری که با خون و گوشتم قاطی شده رو کنلر بزارم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 17:26 توسط خرمگس
|
|
||
|
|
|
|
|
اینک، آخرالزّمان: از نشانه های آخرالزمان یکی این است که ابلهان برای مردم تصمیم میگیرند که چه چیزی خوب یا بد است. نقدی بر برنامه بعد از خبر شبکه 2 : کاتوزیان که بارها و بارها در سخنان خود از بازاریابی شبکه ای حمایت کرده بود و گفته بود ما با بازاریابی شبکه ای مشکلی نداریم و قانون ممنوعیت مذکور مربوط به شبکه های هرمی است، شب گذشته تعریف خود را از بازاریابی شبکه ای بیان کرد. نمیدانم دوستان به دقت گوش دادند که در مورد بازاریابی شبکه ای چه گفت یا خیر؟ از تعریف ایشان از این صنعت هنوز در بهت و حیرت به سر میبرم، فکر کنم حتی یک فرد بی سواد که تا به حال اسم این تجارت هم به گوشش نخورده تعریف بهتری از این تجارت داشته باشد تا کاتوزیان که لقب دکتر را با خود یدک میکشد، من آدم بی ادبی نیستم ولی واقعا تاسف می خورم یک مشت آدم احمق برای ما قانون وضع می کنند. الحق و والانصاف که اسم این مجلس را مجلس گوسفندان باید گذاشت. ایشان در بیانات تاریخی خود که فکر نکنم که هیچ وقت دیگری، از دهان هیچ ابلهی در بیاید، بازاریابی شبکه ای را اینگونه تعریف نمودند:" بازاریابی شبکه ای یعنی این که شما کالای تولید کننده یا غیره را بفروشید بدون اینکه مشتری ها را جذب این کار کنید. اگر شما کالایی را بفروشید و به مشتریان هم بگویید در صورتی که بازاریابی این کالا را نمایند، این اشکال دارد. به عنوان مثال شخصی چند عدد خودکار میخرد و آنها را به مشتریان میفروشد، این بازاریابی شبکه ای است. یا مثلا همین فروش بیمه نامه ها که نماینده گیهای مجاز آنها میفروشند این هم بازاریابی شبکه ای است اما اگر شما بعد از خرید کالا توسط افراد به آنها بگوئید که در صورت بازاریابی برای این شرکت پورسانت دریافت میکنید این باز هم اشکال دارد" این مطلب کم و بیش همان تعریفی است که ایشان از این تجارت کردند. کاتوزیان در واقع همان بازاریابی سنتی را بازاریابی شبکه ای میداند. این که من مقداری کالا بخرم و آن را به مشتری بفروشم که همان واسطه گری است یا فروش بیمه نامه از طریق نماینده گیها باز هم واسطه گری است. نمیدانم کاتوزیان این تعریف را از کجا درآورده. کاتوزیان از بی اطلاعی مردم در این خصوص استفاده کرده و شرکت Am Way را مثال زد، در صورتی که این شرکت پایه گذار نتورک مارکتینگ است و هنوز هم در حال فعالیت است و هیچ وقت هم مشکلی نداشته و دادگستری آمریکا در دعوی علیه این شرکت شکست خورد. کاتوزیان یا خود را به خریّت زده که نمیداند نتورک مارکتینگ در واقع چیست، یا واقعا آنقدر نادان و بی اطلاع است که که فرقی بین بازاریابی شبکه ای و سنتی قائل نیست و یا اینکه با غرض ورزی و تنگ نظری تمام به کوئستی ها نگریسته و یا به احتمال زیاد هر سه موارد. اینقدر تعریف وی از نتورک مارکتینگ گنگ و بی معنی بود که خود مجری هم که دوست داشت مرتب حرف آنها را تائید کند چندین بار خواست تا دوباره فرق بین سیستمها هرمی و نتورک مارکتینگ توضیح دهد. یعنی چی که "باید به قصد فروش کالا باشد نه جذب افراد" این افراد هستند که محصول میخرند، اصلا بازاریابی شبکه ای از اسمش پیداست، یعنی هر مشتری صرفا مشتری نیست بلکه بازاریاب هم میباشد، سیستم برنده برنده، هم کمپانی برنده است هم مشتری، اگر قرار باشد من از کمپانی محصول بخرم و خودم آن محصولات را به مردم بفروشم، این که همان عمده فروشی و خورده فروشی قدیمی خودمان است. مطمئن هستم بینندگانی که اندکی از این تجارت اطلاع داشتند از صحبتهای کاتوزیان مثل من دچار بهت و حیرت شده اند. از این همه بلاهت در همچین سطحی شُکه شده اند. تلقی فاشیستی از نتورک مارکتینگ. تلقی فاشیستی از آزادی تجارت. تلقی فاشیستی از تجارت الکترونیک.تلقی فاشیستی از همه چیز. جالب است که شخصیکه به عنوان باز پرس دعوت شده بود در تائید بیانات بی بدیل کاتوزیان گفت که، "هدف گلدکوئست فروش محصول نیست بلکه جذب افراد است چون این کمپانی خرید بیش از سه محصول را برای مشتریهای خود ممنوع کرده، اگر واقعا هدف خرید محصول است، چرا به مشتریانش اجازه خرید بیش از سه محصول را نمیدهد" آخر آدم کم اطلاع، آدم نادان، اول برو درست و حسابی اطلاعات بگیر و بعد حرف بزن که خودتو ضایع نکنی. چند تا آدم کور و کچل، که دست چپ و راست خودشون رو بلد نیستن رو میفرستین تحقیق کنن و نظر بدن، تحقیق که بلد نیستن، میان یک مشت چرت و پرت تحویل میدهند. آقای بازپرس هر وقت خواستی خرید کنی به ما بگو تا برات 100 تا محصول بخریم. ضمنا اگر فکر میکنید با تهدید کردن و دندان نشان دادن این کار را کنار میگذاریم، سخت در اشتباهید. گلدکوئست کابوسی برایتان خواهد شد که فکرش را هم نمیتوانید کنید، کار ما مشکلتر شد اما عزم ما هم جزم تر خواهد شد. شما که آماv درست و حسابی از تعداد ایرانیهایی که وارد این کار شده اند خبر ندارید، بهتر است ادعاهای بزرگ بزرگ نکنید. هنوز هم مثل هزار سال پیش فکر میکنید، فکر میکنید با اعمال زور، مشکلات حل میشود. شاید بعضی ها دست از کار بکشند ولی مطمئن هستم اکثر کوئستی های فعال، به کار خود ادامه خواهند داد. با شیوه های بهتر و تفکر بهتر. اشتباه شما این است که فکر میکنید، ذهن یک انسان را میشود محدود کرد، فکر میکنید میتوانید فکر را زنجیر کنید؟، اشتباهتان این جاست که خود را مالک فکر و ذهن ما میدانید. اگر خیلی احساس بیکاری میکنید، بهتراست بروید و یه فکری به حال خیل عظیم معتادین، زنان خیابانی، موادفروشها، اکس فروشها، دزدها و جیب برها ، بزهکارها، گداها، بی سرپرستها،(قاچاقچیان اعضاء انسان، مواد مخدر، کالا، اتومبیلهای لوکس)، کلاه بردارها، قاچاقچیان دختران ایرانی، رشوه خورها، رانت خواران، نفت خواران، زمین خواران، همه چی خواران و هزاران تخلف و دزدی که در این مملکت میشود بکنید. متشکرم. "من هنوزم یک کوئستی ام" |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 21:11 توسط خرمگس
|
|
||
|
|
|
||
|
کاتوزیان: آقای مهندس ما کاری نداریم که این کمپانی به افراد چقدر سود رسونده، برای ما این مهمه که این کمپانی برای ما چقدر نفع داره؟ برای اقتصاد ما چقدر نفع داشته؟ مدنی: حرف عجیبی میزنید آقای دکتر، مگر این افرادی که به آنها سود رسیده و هنوز هم میرسه جزو مردم ما نیستند؟ مگر همین جوانها بدنه اصلی جامعه ما رو تشکیل نمیدن؟ آیا اونها هم بیگانه هستند و برای ضرر زدن به اقتصاد کشور نقشه چیدن؟ مگر نفع ما نفع مردم ما نیست؟ اگر مردم دارن از این طریق نفع میبرن، پس ما هم داریم به نوعی نفع میبریم. آیا اقتصاد ما از اقتصاد این مردم جداست؟ کریمیراد: کدوم مردم. مردمی که آقای کاتوزیان از اونها اسم برد جزو ما نیستند. مردمی از ما هستند که مثل ما فکر کنند وقتی ما میگیم یک کاری رو نکن اونها هم انجام ندن و این جوون مَوونها که چیزی حالیشون نیست. جوانها باید یاد بگیرن که پاشون رو چقدر از گلیم خودشون دراز کنن. به چه حقی یک جوان 23 ساله باید ماشینهای آخرین مدل، ویلا در بهترین نقاط ایران و حتی دنیا، سفرهای خارجی، هفته ای 5000 دلار پول و حتی بیشتر بخواهد؟ به چه حقی پسری که هنوز مو روی صورتش در نیومده و یا یک دختر که پول تو جیبیش رو از پدرش میگرفت حالا ادعا میکنه که میتونه چندین برابر باباش درآمد داشته باشه؟ خودم شخصی رو میشناسم که 27 سال بیشتر نداره و از طریق این کار ماشینی رو سوار میشه که من نمیتونم سوار بشم، خونه ای داره که بیا و ببین. یک جوون آس و پاس تا دو سال پیش، حالا مثل یک آقازاده که سالها باباش برای این مملکت زحمت کشیده، داره پول در میاره. بابا جون ما میگیم هر کی به اندازه خودش باید پول دربیاره و الّا سنگ رو سنگ بند نمیشه. اگر قرار باشه بچه های 19 و 20 ساله این مملکت همشون "ماکسیما" بخوان که کلاه ما پس معرکه است. من خودم یکی دیگه رو میشناسن که از طریق این کار تو یک سال یک "زانتیا" خرید و حالا یه "بی ام و" میخواد. یعنی چی؟ پس ما تو این مملکت چی کاره ایم که این بچه مچه ها بخوان همچین ادعایی بکنن. مدنی: برای من جای تعجبه که شما همچنین طرز فکری دارید. اولا به نظر من همه افراد جامعه جزو مردم ما محسوب میشن و شرایط خاصی برای این مسئله وجود نداره و ثانیا چه اشکالی داره که جوانهای این مملکت اهداف بزرگی داشته باشن؟ چه اشکالی داره که اونها بجای اینک فقط به فکر سیر کردن شکمشون باشن، به فکر یک زندگی ایده آل مثل یک انسان واقعی باشن؟ آیا اونها حق یک زندگی بهتر رو ندارن؟ حتما باید در صفهای طویل استخدام منتظر باشن و آخرش هم با دلی شکسته و ناامید همیشه در آرزوی داشتن یک زندگی با حداقل امکانات حسرت بخورن. اصلا رسالت نتورک مارکتینگ اینه که بیاد و آدمهایی رو که از زندگی ناامیدن و فکر میکنن راهی برای نجات وجود نداره رو امیدوار کنه و به اونها نشون بده دارای چه قدرتهای ما فوق تصوری هستند. نتورک یعنی خواستن و تعهد. کمک شدن و کمک کردن، نتورک مارکتینگ یعنی همین. قدرت تعداد زیادی آدم که کار کوچکی رو انجام میدن ولی نفع این کار به همه میرسه. این تجارت نوین هستش و تعجبی هم نداره افراد ظرف مدت کوتاهی در این کار پیشرفتهای زیادی بکنن چون اونها از توان خودشون و دوستانشون در این کار استفاده کردن. کریمی راد: آقای مهندس لازم نیست شما درس نتورک مارکتینگ به ما بدید ما خودمون تشخیص میدیم که نفع مردم چیه. نفع مردم همونی که ما تشخیص بدیم و بگیم همین. نتورک هم همونی مه ما بگیم. مدنی: این حرف شما من رو یاد حرف لوئی شانزدهم پادشاه دیکتاتور فرانسه میاندازه که ایشون درباره قانون گفتن:" قانون یعنی من". کاتوزیان: آقایون خواهش میکنم ما برای بحث و جدل با همدیگر اینجا جمع نشدیم. ما میخواهیم درباره اقدامات مهندس بابایی برای داشتن یک نتورک ایرانی صحبت کنیم، آقای بابایی بفرمائید. بابایی: ما با چندتا شرکت داریم قرارداد میبندیم تا محصولاتی رو به نام وست ویژن بزنن. البته شرکتهای معتبر طبیعتا این رو قبول نمیکنن ولی یه سری ازشرکتها که فروش ندارن قبول کردن تحت شرایطی با ما همکاری کنن. خودمون هم میتونیم یه سری محصول ارزون قیمت رو وارد کنیم و با مارک وست ویژن به دست مشتری برسونیم. از طرفی با یه سری از کسانی هم که آلات موسیقی دست ساز میسازن میخواهیم قرارداد ببندیم تا ازاونها تار و سه تار و غیره بخریم و بفروشیم. این طبیعی که نمیتونیم از اجناس مرغوب و با کیفیت استفاده کنیم چون نه برای ما میصرفه و نه برای مشتری. در واقع اگر بخواهیم به مشتریها اجناس مرغوب و با کیفیت و در نتیجه گرون رو بدهیم مطمئن هستم افراد میرن سراغ QI چون تنها دلیلی که اونها راغب هستن تا در وست ویژن شرکت کنن به خاطر ارزون بودن اجناس ماست و دلیل دیگری نمیتونه وجود داشته باشه من خودم این رو خوب میدونم و دلیلی هم نمیبینم که روی این مسئله سرپوش بزاریم. حتی بعضی ها رو با این وعده که چون تو پول نداری بیا تو وست ویژن و بعد از اینکه از این جا پورسانت گرفتی میبریمت در QI وارد وست میکنن، البته اگر کسی وارد وست بشه دیگه واردQI نمیشه، من خودم این رو تجربه کردم و در نتورک پشه ای به نام " امپایر دریمز " شرکت داشتم. اونها یا در وست سود میکنن یا به احتمال زیاد از هر چی نتورک متنفّر میشن. هر دو این حالات به نفع ماست چون بالاخره اونها وارد QI نمیشن. از طرفی پنهان نمیکنم که به بعضی از روزنامه نگارها موقعیتهای خوبی در وست ویژن پیشنهاد شده که اونها هم به خاطر حقوق کمشون و نامطمئن بودن کارشون اغلب قبول میکنن. ما ازاونها میخواهیم تا مطالبی رو علیه QI بنویسن، بعضی از مطالب رو هم خودمون تهیه میکنیم وبه عنوان مقاله به روزنامه ها میدهیم تا چاپ کنن، مدیران روزنامه ها هم بدشون نمیآید چون متوجه شدن هر مطلبی در مورد QI بنویسن، تیراژ اونها بالا میره. "ناصر شاپوری" این رو فهمیده بود و میخواست از من شکایت کنه ولی ما به کمک آقای کریمیراد پیش دستی کردیم و شایعه کردیم که با پولهای QI فرار کرده و تحت پیگرده. بالاخره ما غرفه هایی رو در بعضی از نمایشگاههایی که تشکیل میشه در اختیار خودمون گرفتیم تا در اون غرفه ها هر چه بیشتر درباره QI تبلیغات منفی کنیم. خوشبختانه صدا و سیما هم از ما حمایت میکنه. همین چند وقت پیش در یک پارتی شبانه یک کاتالوگ از بین کسانی که در آنجا بودن مربوط به شرکتQI کشف شد، صدا و سیما هم کل پارتی رو بهQI نسبت داد و چند بار هم خبرش رو پخش کرد. اقدامات زیادی هم در دست داریم که به کمک دوستانمون انجامش میدیم. دیگه نمی تونیم بگیم QI سود نداره و فقط رویا است چون تعداد کسانی که از این شرکت سود گرفتن و میگیرن هر روز داره بیشتر میشه.فقط میتونیم با یک سری از خبرها خانواده ها رو نگران کنیم تا اجازه ندن افراد وارد این کمپانی بشن. کاتوزیان: علاوه بر اقدامات خوبی که شما انجام دادید، ما هم سعی میکنیم تا قانون نتورک رو جوری تنظیم و تصویب کنیم که به نفع شما باشه. البته ما گفتیم اگر شرکتهای خارجی هم بتونن قوانین ما رو رعایت کنن حق فعالیت دارن، البته چون قوانین ما با قوانین بین المللی مغایرت داره بعید میدونم اونها اساسنامه خودشون رو زیر پا بگذارن، تازه اگر هم بخواهند با قوانین ما کنار بیان، ما از اونها امتیازات زیادی رو میگیریم و باز هم به هدف خودمون که در اختیار گرفتن این کمپانی هست میرسیم. بابایی: بهتره فکر کنار اومدن با اونها رو نکنین، اگر شما هم بخواهین کنار بیاین ما نمیزاریم. کریمیراد: فکر میکنم آقای مهندس مدنی میتونن تشریف ببرن، ما خیلی از وقت ایشون رو گرفتیم و از تشریف فرمایی و کمک شما هم خیلی ممنونیم. کاتوزیان: آقای مهندس اگر حرف دیگری باقی نمونده شما میتونید تشریف ببرید. مدنی: حرف دیگری ندارم، فقط امیدوارم که راجع به صحبتهایی که کردم خوب فکر کنید، اگر خدای نکرده اشتباهی صورت بگیره سرمایه های زیادی از بین خواهند رفت که جبران آنها مشکل و شاید غیر ممکن باشه. اگر ما نتونیم یک قانون مدون و جامع با توجه به تجربیات بقیه کشورها در ایران برقرار کنیم، به این صنعت و به جوانهای این کشور خیانت کردیم. خودمون رو از اسم یک شرکت خاص رها کنیم وکلی بیاندیشیم، کوبیدن یک شرکتو تهمت زدن به این همه جوانی که در این کمپانی مشغول به کار هستند نه تنها دردی رو دوا نمیکنه بلکه موجب بی اعتمادی جوانها به حسن نیت قانونگذاران و مجریان اون میشه که به نظر من در یک جامعه از این بدتر چیزی نمیتونه وجود داشته باشه که جوانهای مملکت به نظام قانون و اجرا بدبین بشن. باز هم میگم، هرگز نمیشه با زور جلوی همچین پدیده هایی رو گرفت، اونها مثل سیل میمونن شما میتونید روند رشد اونها رو در موقعی کُند کنید ولی بالاخره اونها موانع رو با خودشون میکنن و میبرن. ممنون که دعوتم کردید.
بله دوستان، با کوئست مخالفت میشه چون گلدکوئست قهرمان میسازه و وای به حال ملتی که قهرمان نداره. کوئست قهرمان میسازه قهرمانهایی کم سن وسال که باعث ترس کسانی شدن که دو برابر اونها سن دارن و پست و مقام و ... آیا کسی که در عرض نه ماه یا یک سال درآمدش رو از صفر به هفته ای 15000 دلاریا 5000 دلاریا حتی 2000دلار میرسونه قهرمان نیست. اصلا کسیکه تو یکسال با زحمت خودش یک زانتیا میخره. باز هم اون یه قهرمانه. اون تمام چهارچوبهای پوسیده ای رو که جامعه براش تعیین کرده رو شکسته. و اونهایی که پا در این راه گذاشتن همشون از نظر من قهرمان هستند، حتی کسانی که تا به حال درآمدی نداشتن ولی مطمئن هستند که به هدفهاشون میرسن. اونها به خودشون و کارشون ایمان دارن و ایمان میتونه کوهها رو جابجا کنه. اینهمه جوسازی و انتقاد روزنامه ها و صداوسیما نتیجه ای نداشته، مثل پارس کردن یه سگ برای شیری که داره راه خودش رو میره. In god we trust (خدا با ماست) |
|||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 21:7 توسط خرمگس
|
|
|||
|
|
|
|
|
Show Must Go On نمایش باید ادامه یابد کاتوزیان: چیزی که من رو نگران میکنه اینه که چرا با تمام اقداماتی که تا به حال شده گلدکوئست هر روز محبوبتر میشه، انگار ما کمک کردیم تا قدرتمندتر بشه. بابایی: مردم ما عادت کردن اگر از یه چیزی منعشون کنی به طرف اون هجوم میارن. کاتوزیان: ما مجبور شدیم طرح یک فوریتی ممنوعیت شبکه های بازاریابی با ساختار هرمی و بی انتها رو به طرح قانونمندی بازاریابی شبکه ای تغییر بدهیم. امیدواریم با این طرح بتونیم امتیازات زیادی رو از QI بگیریم. اما چیزی که برای من عجیبه اینه که کوئستی ها هیچ واکنشی نشون ندادن و کار خودشون رو میکنن. بابایی: من که بهتون گفتم که تنها راه مقابله با QI اینه که به ما کمک کنید تا ما قوی بشیم. اما شما راه دشمنی باQI رو پیش گرفتید و هر روز دارید اون رو محبوبتر میکنید. مردم که ابله نیستند میدونند اگر اینهمه از این کمپانی انتقاد میشه پس باید این کمپانی خیلی قوی باشه. اگر این همه از کوئستی ها انتقاد میشه پس حتما اونها دارن کار بزرگی میکنن، آخه کدوم آدم ابلهی از یک کار بی اهمیت این همه انتقاد میکنه کجای دنیا روزنامه ها و صدا و سیما تمام مشکلات یک مملکت رو رها میکنن و میچسبن به کار یک کمپانی، مردم پیش خودشون میگن پس حتما کمپانی قدرتمندی که این قدر از اون میترسن. اگه کسی بره و سیب زمینی بکاره آیا شما از اون انتقاد میکنید؟نه چرا ؟ چون اصلا مهمه نیست. اگر کسی کارمند باشه چی ؟بقال؟مدیر اداره؟صنعتگر؟ چون زیاد مهمه نیستند. شما فقط از کوئستی ها انتقاد میکنید، انگار اونها مهم ترین مسئله کشور هستند. راهش این نیست. کریمی راد: تند نرو آقای بابایی، شما کم از این اقدامات ما نفع نبردی، ما همیشه از حمایت کردیم، ما حتی برای اینکه QI رو ضعیف کنیم هیچ وقت از نتورکهای پشه ای مثلGold Mine,EBL,My seven اسم نبردین چون میدونستیم که اینها به خودی خود از بین میرن، مهم فقط کوئستی ها هستن، ما حتی مشکلاتی رو هم که این نتورکهای در پیت داشتن هم بستیم به پای QI ، شما رو که رو سرمون گذاشتیم البته نه به خاطر شما بلکه به خاطر عالیجناب. خود شما چقدر موقعیت مجانی به این روزنامه نگارها دادی تا از QI بد بنویسن. آقای غزالی خبرنگار همشهری تا به حال چقدر موقعیت گرفته؟ بابایی: خود شما چق... کریمیراد: مواظب باش چی دار میگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کاتوزیان: ما قوانینی در دست تصویب داریم که با توسل به اونها برداشت خودمون رو از نتورک خواهیم داشت، کاری به هم به این نداریم در بقیه جاهای دنیا نت ورک چه جوری تعریف میشه؟ کریمی راد: شما میتونید این قوانین رو وضع کنید ما هم با کمک روزنامه ها و صدا و سیما جنجال به راه میاندازیم و میگیم کسی حق نداره تو این شرکت کار کنه، بعدا که اوضاع یه خورده آروم شد میگیم آقا جون هر کی میخواد نتورک کار کنه اصلا بیاد همین وست ویژن خودمون رو کار کنه. تازه سعی میکنیم چند تا دیگه از این نتورکهای آبکی ایرانی رو راه بندازیم. بابایی: آقای کریمی راد باید به عرضتون برسونم هیچ ام آبکی نیست و ... کریمی راد: خیلی خوب ازاین نت ورکهای بین المللی ایرانی راه میاندازیم. کاتوزیان: چطوره یکی دوتا از این کارشناسهای نتورک رو هم دعوت کنیم و بعدش تو روزنامه ها بگیم ما خیلی تحقیق کردیم و از نظر کارشناسها استفاده کردیم تا قوانین نت ورک رو تصویب کردیم. کریمی راد: ای بابا بیخیال خودمون یه چیزی سرهم میکنیم و تصویبش میکنیم. حالا مگه شما تو قوانین دیگتون از نظر کارشناسها استفاده میکنین که تو این میخواهین .... کاتوزیان: بابا عجب خنگی هستی، فقط نظراتشون رو گوش میکنیم و بعد هر چی دلمون خواست تصویبش میکنیم. ............................................. کریمی راد: پس تا جلسه بعد خداحافظ. چند روز بعد ... کاتوزیان: خوش اومدید مهندس مدنی. مدنی: ممنونم که دعوتم کردید. کاتوزیان: با مهندس بابایی و آقای کریمی راد که آشنا هستید. مدنی: بله افتخار آشنایی با ایشان را دارم. کاتوزیان: همونطور که میدونید شما به اینجا دعوت شدید تا از نظرات کارشناسی شما راجع به قوانین نتورک مارکتینگ استفاده کنیم. مدنی: من در خدمت شما هستم و خوشحال میشم بتونم کمکی بکنم. کاتوزیان: برای اینکه در جریان اقدامات ما قرار بگیرید، مختصری از کارهایی که شده رو میگم. همانطوری که در جریان هستید ما برای اینکه بتونیم جلوی فعالیت کمپانی QI رو بگیریم اقدامات زیادی انجام دادیم از جمله اینکه در روزنامه ها و صداو سیما شایعه کردیم که این شرکت کلاه برداره و ضمنا کاری کردیم که محصولات این کمپانی هم به دست مشتریانش نرسه و در نتیجه شرکت نتونه به قولهای خودش عمل کنه. ما در مقاله های مختلف که توسط خود ما به روزنامه های معروف دادیم سعی کردیم به مردم نشون بدهیم که اکثر افرادی که وارد این کمپانی میشن ضرر میکنن و همچنین در صدا و سیما هر جا که ممکن بود سعی کردیم اعتبار این کمپانی رو خراب کنیم اما با تمام این اقدامات موفقیت قابل ملاحظه ای کسب نکردیم مثل اینکه لیدرهای گلدکوئست تحت فشار قویتر شدن. حالا نقشه جدیدی داریم که میخوایم تو به اجرا درآوردنش از شما کمک بگیریم. آقای بابایی توضیح میدن. مدنی: البته اقدامات شما برای قانونمندی بازاریابی شبکه ای قابل تحسینه، ولی من خواهش میکنم از شرکت خاصی نام نبریم تا بدون غرض ورزی بتونیم داوری کنیم. بابایی: البته جناب مهندس مدنی با کمپانی ما آشنایی کامل دارن و ما از رهنمودهای ایشون نهایت استفاده رو تا به حال بردیم و ضمنا ایشون به ما خیلی لطف داشتن و در مجله خودشون بارها وبارها از ما اسم بردن. جناب مهندس ما برای اینکه بتونیم جلوی رشد QI رو بگیریم با لیدرهای اونها البته با تعداد محدودی از اونها که فقط پول براشون مهمه وارد مذاکره شدیم و راضیشون کردیم در عوض گرفتن موقعیتهای زیاد با ما همکاری کنن و داریم سعی میکنیم تا از اونها برا ی وارد کردن مجموعشون به وست ویژن استفاده کنیم، آیا به نظر شما این بهترین راه برای مبارزه با QI نیست؟ مدنی: منظورتون رو درست نمی فهمم. شما میخواهید برای راه اندازی یک نتورک ایرانی، از خراب کردن و تهمت زدن به یه نتورک بین المللی استفاده کنید؟ البته این خیلی خوبه که ما نتورک ایرانی داشته باشیم و دیر یا زود ما هم باید به این صنعت رو بیاریم تا از بقیه کشورهای دنیا عقب نمونیم، اما راهش این نیست که یه نتورک دیگه رو بکوبیم و به کسانی که در این کمپانی فعالیت میکنن تهمت بزنیم. کاتوزیان: جناب مهندس، QI که نتورک نیست بلکه یک سیستم هرمی است و ما با نتورک مخالف نیستیم. مدنی: اینکه QI یک نتورک هست یا نیست رو باید با هم بحث کنیم ولی منظور من اینه که راهی که دارید میرید اشتباه است. این در واقع به نفع یه نتورک ایرانی نیست که اصلا این کار رو بکنه. باعث بی اعتمادی مردم به این صنعت میشه. کریمی راد: آقای مهندس ما یه نتورک خارجی رو میخواهیم چی کار؟ چه نفعی برای ما داره؟ مدنی: اینکه به چه درد ما میخوره که هزاران دلیل وجود داره. اصلا اگر QI وجود نداشت نتورکی در ایران به وجود میآمد؟ اما درباره سئوال دوم منافعی که در جامعه داشته رو هیچ کس نمیتونه منکر بشه؟ کریمی راد: نکنه شما کوئستی هستید که اینجوری از اون دفاع میکنید؟ مدنی: خیر، من عضو این کمپانی نیستم ولی دلیلی هم نداره از اون بد بگم. وظیفه من به عنوان یه محقق اینه که حقیقت رو یعنی اون چه که هست رو بگم. من هم مثل شما دوست دارم یک نتورک ایرانی داشته باشیم در کنار رقابت با نتورکهای خارجی، تا ما هم تو این صنعت خودمون رو بالا بکشیم. اما راهش حذف کردن یا حمله کردن به یه نتورک دیگه نیست از اون بدتر تهمت زدن به کسانی که تو این نتورک کار میکنند و پایه گذار این صنعت تو ایران هستند. اولا نمیشه نتورکی که این قدر ریشه داره رو حذف کرد. ثانیا اگر بخواهید حذفش کنید یه مشکلی پیش میاد مثل صنعت خودروسازی مون که نه رقیبی داره نه کیفیتی. بابایی: آقای مهندس ما برنامه هایی داریم که محصولاتمون رو گسترش بدیم و کمپانی خودمون رو قوی تر کنیم تا یه نتورک ایرانی قدرتمند داشته باشیم ولی فکر میکنید با وجود نتورک غولی مثل QI میتونیم به هدفمون که داشتن نتورک ایرانی قوی هست، برسیم؟ مدنی: آقای بابایی، قدم به قدم، شما در اول راه هستید، کمپانی که شما به عنوان یک غول نام می برید یک شبه به اینجا نرسیده. اونها هم در ابتدای کار مشکلات زیادی داشتند و سالها طول کشیده تا به اینجا برسند. شما میخواهید در عرض چند ماه مثل اونها بشید اونهم از نردبانی که اونها ساختند بالا برید. اونها اگر حالا در اینجا هستند تحقیقات زیادی کردند و شکستهای زیادی رو هم تجربه کردند. شما هم اگر میخواهید موفق بشید باید قدمهای آهسته تر بردارید تا زمین نخورید. کریمیراد: من نیومدم اینجا تا این تعریفها رو در مورد این شرکت خارجی گوش بدم، بحث رو عوض کنید. کاتوزیان: خوب بگذریم. درباره قانونی که میخواهیم تصویبش کنیم صحبت میکنیم. یکی ازمواردی که در قوانین نتورک ما در نظر گرفتیم اینه که محصول کمپانی باید مصارف عمومی داشته باشه به عبارتی محصول باید چیزی باشه مشتری مصرفش کنه با توجه به این مدنی: تعریف محصول این نیست که حتما باید جزو مصارف عمومی باشه هر چیزی که تولید بشه و مشتری دوست داره اون رو بخره محصوله. حالا میخواهد این یک تابلوی زیبا باشه یا یک کیسه برنج یا تور گردشی. این به سلیقه مشتری بستگی داره و کسی نمی تونه بگه محصول اینها هستند و بقیه چیزها در این تعریف نمی گنجند. این یک دید تنگ نظرانه درباره تعریف محصوله. ضمنا شرکت ایرانی و خارجی نداره، ما باید منطقی باشیم، دشمنی کردن هیچ نتیجه ای نداره. بابایی: آقای مهندس، این قانون به خاطر حمایت از نتورک ایرانی هست. ما در ابتدای کار با شعار حمایت از صنایع دستی شروع کردیم که دیدید چقدر از صنایع دستی رو از این طریق فروختیم، اما متوجه شدیم سود چندانی نکردیم. تازه با اینکه مشتری ها رو مجبور کردیم تا قسمتی از پورسانت خودشون رو از سایت خرید کنن که اون هم کلی طول میشه و خیلی هم به نفع ماست اما با این همه دیدیم که اداره یک نتورک سخت تر از ان حرفهاست. بنابراین قصد داریم از لیدرهای گلدکوئست برای پیشرفت کارمون استفاده کنیم. این چه ایرادی داره؟ مدنی: شاید در ابتدا بهتون کمک کنه، اما کسی که تعهدخودش رو که از اصول نتورکه در یک جا زیر پا گذاشته انتظار نداشته باشید که روزی به شما پشت نکنه و دنبال یه شرکت دیگه نره. کاتوزیان: جناب مدنی ما میخواهیم کاری کنیم تا تمام وسایلی را که مشتری ها نیاز دارن از طریق نتورک بفروشیم و مشتری ها هم به خاطر درآمدش به نتورک نیان بلکه به خاطر خود جنس بیان. مدنی: اگر یک نتورک پیشرفت میکنه و اگر این همه در دنیا راجع به اون بحث میشه به خاطر سرمایه هایی هست که تولید کرده و سودهایی هستش که به افراد رسونده، اگر قرار باشه ما یه سری محصول(خرمگس: آدامس و آبنبات قیچی، خروس قندی، شکم بند لاغری، پوشاک بچه با مارکVast Vision) به عنوان نتورک بفروشیم و از طرفی هم مشتری هامون هم سود چندانی نتونن ببرن اینکه دیگه اسمش نتورک نیست(خرمگس: تلقی فاشیستی از نتورک ) شما تعریف نتورک مارکتینگ رو عوض کردین. کریمیراد: ما تعیین میکنیم نتورک مارکتیگ چیه. کاری هم به این خارجی ها نداریم. مدنی: آقای کریمی فقط گفتنش راحته مثل اینه که شما بگید ما تعیین میکنیم ریاضی و فیزیک به چی میگن. آیا شما میتونید تعاریفی که بنیانگذاران یک علم گذاشتن عوض کنید؟ کریمیراد: اگه منم که میتونم. مدنی: با این کار شما فقط تیشه به ریشه این صنعت در ایران خواهید زد که دودش مستقیما در چشم خودمون میره. کاتوزیان: اینطوری هم نیست آقای مهندس با قوانینی که ما تصویب کردیم دیگه مشکلی پیش نخواهد آمد. قوانین ما در عین حال که کامله با فرهنگ ایرانی هم مطابقت کامل داره. مدنی: آقای کاتوزیان، شما باید روند پیدایش و رشد این صنعت و برخورد با اون رو در کشورهای دیگر جهان مطالعه کنید. دلیلی نداره شکستهای بقیه رو تجربه کنیم، بهتره که از اونها درس بگیریم. بابایی: کسی منکر سودهایی که QI بهمردم رسونده نمیتونه باشه. مثلا همین "داود گرشاسبی" که حالا ما جذبش کردیم و داره برای ما کار میکنه، تا چند سال پیش تو یکی از زیرزمینهای نمدار تهرانسر زندگی میکرد اون کارمند سازمان تامین اجتماعی بود و آه در بساط نداشت. اما QI اون رو تا به جایی رسوند که بهترین زندگی رو داره و حالا هم داره با ما همکاری میکنه چه اشکالی داره این جور آدمها رو ما جذب کنیم البته با دادن موقعیتهای بسیار زیاد در پلان درآمدزایی Vast Vision . مدنی: اشکالی نداره ولی اگه اون فقط داره به خاطر پول وارد میشه و شما هم موقعیتها و امتیازات زیادی به اون میدین، این اصلا نتورک نیست چون شما شرط عدالت برای همه کسانی که در شرکت شما عضو میشن رو زیر پا گذاشتین. مگه نه اینکه باید وقت و موقعیت باید برای همه یکسان باشه؟ کاتوزیان: از این بحث بگذرید. آقای مهندس مدنی ما شما رو دعوت کردیم تا از نظرات شما در قانونمند کردن این بازاریابی استفاده کنیم، پس از این حرفها بگذرید. بابایی: من میگم یه مدت QI رو بکوبیم، بعدا ولش کنیم. زیاد هم اگر بخواهیم به این روش ادامه دیم نتیجه عکس میگیریم. هر چی اونها رو بیشتر بکوبیم قویتر میشن. بسپرید به من، خیلی زود نتورک Vast Vision اونها رو از بین مبره. کریمی راد: جون مادرت، اون نتورک آبکی تو به رخ ما نکش، اگه ما هواتو نداشتیم قبل از این که شروع کنی سوت شده بودی. ما بودیم که با فشار روی افرادی مثل اصغر غفوری کسی که از زیر مجموعه های مهراب هستش مجبورش کردیم تا بیاد " وست ویژن" کار بکنه، تمام زیر مجموعه های مهراب که تو نیروی هوایی بودن به این بهانه که نظامی هستن و حق عضویت در شرکت خارجی رو ندارن، داریم مجبور میکنیم که "وست ویژن" کار بکنن.... کاتوزیان: خیلی خوب تمومش کنید، جلوی مهندس مدنی خوب نیست که این طوری حرف بزنید، البته که مجبور نبودن و ما هم هیچ اصراری نداشتیم، خوب اینطوریه دیگه. خوب آقای مدنی ما منتظر شنیدن نظرات شما در مورد قوانین بازایابی شبکه ای هستیم. مدنی: قبل از اینکه بخوام نظرم رو در این رابطه بگم لازم میدونم که یک چیزی رو یادآوری کنم، اگر ما واقعا قصد داریم نتورک ایرانی در شان ایرانی و قدرتمندو موفق داشته باشیم، پس باید بپذیریم که یک پروسه طولانی رو باید طی کنیم، باید کاملا علمی کار کنیم و از تجربه های کمپانی هایی که در این رابطه کار کردند استفاده کنیم البته منظورم تقلید صرف از اونها نیست که مثلا جزوه ها و CD های آموزشی اونها رو کپی کنیم و بدون این که زحمتی برای مواد آموزشی این تجارت بکشیم اونها رو از یک کمپانی بدزدیم.(خرمگس: مثلا بگیم جو فابریکاس هم اومده تو شرکت ما عضو شده) بلکه باید تحقیق و کار علمی کنیم، مطالعه کنیم و ببینیم نتورکهای موفق در دنیا چی کار کردند آیا مواد آموزشی رو کپی کردن و دزدیدن؟ یا خودشون زحمت کشیدن و به اینجا رسیدن. ثانیا: ما نمیتونیم از خودمون تعریف نتورک رو عوض کنیم. نتورک مارکتینگ همونی هستش که در دنیا تعریف شده و قوانین ما باید با قوانین بین المللی این تجارت مطابقت داشته باشه نه اینکه عین اون باشه ولی حداقل در کلیت مطالب باید مثل هم باشند. ثالثا: مخالفت با یک نتورک معتبر بین الملی مشکل ما رو حل نمیکنه، هر چقدر هم که شما بگین که اون هرمی هستش، افراد به سود نرسیدن، و چنین و چنان، مردم میرن و واقعیت رو میبینن و بنابراین خودشون داوری میکنن و احتمالا خیلی ها رسوا میشن. بزارید یک مثالی براتون بزنم:یه نفر که خیلی هم تشنه بوده به چشمه ای می رسه و میخواد که آب بخوره. شخصی که اونجا نشسته بوده، میگه آقا آب نخور، این آب سالم نیست. مرد تشنه هم نمیخوره امّا میبینه که یه نفر میاد و خیلی راحت از اون چشمه آب میخوره و میره. دومین نفر هم میاد از اونجا آب میخوره و میره و نفر سومی هم میاد آب میخوره و میره و هر کی آب میخوره میگه : چه آب گوارایی. فکر میکنید فردی که تشنه بود و منتظر شده و همه اینها رو دیده چی کار میکنه آیا به حرف اون مردی که گفت آب نخور گوش میده؟ مسلما نه. اون خواهد گفت: عجب آدم دروغگویی هستی، این همه آدم آب خوردن و هیچی شون نشد، پس منم آب میخورم. تو هم هر چی دوست داری درباره مضرات این آب بگو. اصلا یه کتیبه بنویس بزن اینجا اما هیچ تاثیری نداره. خلاصه کلام این که خواهش میکنم ما نقش اون نفر رو که میگفت از آب چشمه نخورید رو بازی نکنیم. چون بالاخره مردم میفهمند واقعیت چیه. این نمایشنامه واقعی ادامه دارد...
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 19:8 توسط خرمگس
|
|
||
|
|
|
|
|
همونطور که میدونید QUSTER به معنی جستجوگر هست. یعنی کسی که برای هدف مشخصی داره تلاش میکه و دست از تلاش برنمی داره تا اینکه موفق بشه به اون چه که دنبالشه، برسه. یک کوئستر درهمه حال مثل یک کشاورز فکر و عمل میکنه و مثل یک کشاورز صبور و باهوشه و از هر موقعیتی به نفع خودش استفاده میکنه. اون مثل یک کشاورز میدونه که همیشه هم محصول خوب به آسونی بدست نمیآد، امکان داره آفت و خشکسالی به محصول ضرر بزنه یا یک سال اصلا شرایط برای برداشت یک محصول خوب مساعد نباشه. امّا آیا کشاورزی رو میشناسید که بعد از یک سال خشکسالی کار خودش رو ول کنه و بره دنبال یه کار دیگه. نه هرگز یک زارع این کار رو نمیکنه اون به قدرت زمینش و تواناییهای خودش ایمان داره. کشاورزی که با کوچکترین آفتی یا خشکسالی کار خودش رو ول کنه کشاورز نیست. یک کوئستر هم همینطور، اون میدون که این راه سریعی برای پولدار شدن نیست امّا راه مطمئنی است. اون موقعیت رو میسنجه و تحت هر شرایطی فقط به یک چیز فکر میکنه و اون هدفشه که درست جلوی چشماشه. یک کشاورز دوباره زمینش رو شخم میزنه، یک کوئستر هم دوباره تمام انرژی شو جمع میکنه. یک کشاورز خاک رو بو میکنه و به اون کود میده تا قوی تر بشه، یک کوئستر هم ذهن خودش رو هر روز قویتر میکنه. یک کوئستر میدونه دنباله چیه، میدونه که هر مانعی فقط مانعی ذهنیه و هر مانعی باعث میشه که کوئستر قویتر و قویتر بشه. کوئستر ها فوق العاده هستند. اونها مثل رود هستند، تا به حال دیدید که رودها چطور راه خودشون رو از لابلای صخره ها و کوهها پیدا میکنند؟ تا به حال دیدید که رودخانه ای در برخورد به یک صخره متوقف بشه؟ اونها پیچ در پیچ میرن و راه خودشون رو پیدا میکنند. طبیعت کوئستی ها مثل رودخانه است. اونها میرن تا به دریا برسن. و هیچ چیزی نمیتونه جلوی اونها رو بگیره. طبق قوانین فیزیک هر چه قدر بخواهی به آب محکمتر ضربه بزنی مقاومت و سختی آب بیشتر میشه. درست مثل کوئستی ها. " ما شیشه ایم هر چه بشکنید تیزتر میشویم". وقتی بچه بودم یه روزی به یه باغبون برخورد کردم که نهالهای کوچکی رو که بر اثر باد شب قبل آسیب دیده بودن داشت ترمیم میکرد. به اون گفتم: چه فایده یه باد دیگه میاد میشه مثل اولش، داری زحمت بیخود میکشی. باغبون لبخند زد و گفت: همین نهالها بزودی بزرگ میشن طوری که هیچ بادی نمیتونه اونها رو از جاشون تکون بده. اگه قرار بود نهالها با این بادها از بین برن امروز هیچ درختی وجود نداشت. اگه ده سال دیگه از من بپرسن تو چی کاره ای؟ میگم: " من هنوزم یه کوئستی ام". هیچ فعالیتی اقتصادی یا اجتماعی در یکصد سال اخیر ایران نتونسته همچنین شور و شوق، اعتماد به نفس و تحولی در جوانهای ایرانی ایجاد کنه، نسل آینده اگر هم همگی کوئستی نباشند ولی کوئستی فکر خواهند کرد، کوئست یعنی آزادی انتخاب، یعنی شکستن چهارچوبهای احمقانه و غیر عادلانه ای که جامعه برای شما تعیین کرده، شما میتونید واردکوئست نشید و مثلا بروید سیب زمینی بکارید ولی مسلما دیگر آزاد نخواهید بود. از نظر لطف دو ستان عزیزم بینهایت متشکرم، مشغول تحقیق هستم تا اطلاعات مهمی را به آنها برسانم. بزودی. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 10:4 توسط خرمگس
|
|
||
|
|
|
|
|
یک نمایشنامه از یک اتّفاق واقعی: عنوان نمایشنامه: چطور میتوان جلوی گلدکوئست را گرفت؟ بازیگران روی صحنه: آقای کاتوزیان نماینده مجلس و عضو کمیسیون حقوقی مجلس، آقای کریمی راد سخنگوی سابق و وزیر دادگستری کنونی، مهندس بابایی مدیر عامل شرکت وست ویژن بازیگران پشت صحنه: فعلا اسمشون محفوظ کاتوزیان: خوب خیلی خوش اومدید، مستقیم میریم سر اصل مطلب، قبل از جلسه کسی صحبتی داره. بابایی: فقط میخواستم بگم که همونطوری که میدونید من موسس شرکت وست ویژن هستم و کسی از من حمایت نمیکنه و این که میگن افراد با نفوذی از من حمایت میکنن و من فقط روی سکه هستم، یه دروغه. کاتوزیان: بله این رو که همه میدونیم و شما هم ده هزار بار گفتید. بهتره زیاد هم تکرار نکنید، چون بالاخره هر چی هم که شما بیشتر بگید، مردم هم بیشتر شک میکنن. کریمی راد: بهتره مواردی رو که به جلسه ما ربطی نداره رو زیاد در موردش صحبت نکنیم. کاتوزیان : جلسه رو شروع میکنیم، همینطور که میدونید ما اینجاییم برای اینکه راهی پیدا کنیم تا جلوی رشد گلدکوئست رو که هر روز تعداد زیادی عضو این شرکت میشن رو بگیریم. اول ببینیم ما تا حالا چه اقداماتی رو انجام دادیم و نتیجش چی بوده. 1. ما به روزنامه های رسمی و مهم کشور گفتیم در مورد این شرکت هر چیز منفی که میتونن و دلشون میخواد رو بنویسن و انصافا هم اونها سنگ تموم گذاشتند و روزی نبود که مطلبی منفی در مورد گلدکوئست ننویسند، من واقعا از روزنامه ها، مخصوصا کیهان و همشهری خیلی ممنونم و انشاءالله که تلافی خواهیم کرد. امّا اگر چه این اقدام تونست تا حدودی ذهنیت مردم رو در این مورد بدبین کنه، فایده زیادی نداشت چون، باز هم متوجه شدیم که کوئستی ها دارن عضو میگیرند و فقط تلاش اونها رو چندین برابر کردیم و اگر چه یک سری از مردم به خاطر تبلیغات روزنامه ها وارد نشدن ولی عدّه ای هم بودن که برای مطالب روزنامه ها ارزشی قائل نبودن و به اشتباه اونها رو دروغگو می دونستند. 2. ما از صدا و سیما یعنی رسانه ملی خواستیم که هر چی میتونه در رابطه با گلدکوئست اخبار منفی پخش کنه و الحق و النصاف که اونها هم سنگ تموم گذاشتن و تقریبا در هر برنامه ای حتّی برنامه هایی که ربطی به این جریان نداشت مثل برنامه هایی که کلّه سحر پخش میشه، برنامه های ورزشی، تهران20 ، برنامه آشپزی و ... اخباری منفی در مورد گلدکوئست پخش شد. ما میز گردهای زیادی به همّت همکارانمون در صدا و سیما در مورد گلدکوئست گذاشتیم و تا اونجا که ممکن بود در مورد این کمپانی منفی گفتیم. مسئولین اخبار شبکه های مختلف هم دستشون درد نکنه در ساعات مختلف و در اخبارهای متفاوت از جمله در اخبار ساعات 20،20:30،21،22،22:30،23،24،24،26،27 و... بدون خستگی و بدون لحظه ای استراحت هر چی که به نظرشون ممکن بود تا بشه در این مورد منفی گفت رو پخش کردن. امّا متاسفانه با این وجود هم ما موفق نشدیم، در واقع یک مقدار شورش در آمد، و بعضی ها هم که اصلا در این وادی ها نبودن هم به لطف صدا و سیما فهمیدن گلدکوئست چیه. و بعضی ها هم این سئوال رو از خودشون کردن که بابا، یعنی این کمپانی خارجی اینقدر قدرتمنده که مسئول و وکیل و صدا و سیما و مجلس و روزنامه و .... افتادند دنبال این که در اره اون مطالب منفی بگن و بنویسن و با این هم منفی بافی باز هم این کوئستی ها دارن کار خودش رو انجام میدن!!!! این باعث شد تا باز هم کوئستی ها تو کارشون موفق تر بشن. کریمی راد: آقای کاتوزیان این ها رو که میگید رو که ما میدونیم. خود ما ده برابر این کارهایی رو که گفتید انجام دادیم، ما با گلدکوئست قرارداد دو طرفه بستیم و با قاطعیت این قرارداد رو زیر پا لِهش کردیم، ما جلوی رسیدن به موقع محصولات رو به دست مشتریان گرفتیم و اون رو اونقدر طول دادیم تا مردم از این کمپانی متنفر بشن، ما خیلی کارها کردیم که فکر شما هم نمیرسه. ما سایت رو سعی کردیم مسدود کنیم و ضمنا یک سری شایعات هم راه انداختیم که خیلی موثر بود. امّا نمیدونم چرا موفق نبودیم، این کوئستیها آدمهای خیلی پررویی هستند وبا این چیز ها از راه به در نمیشن. کاتوزیان : آقای کریمی راد اگه شما اون پولها رو از گلدکوئست نگرفته بودید، حالا کار ما راحت تر بود. حالا مردم نمیگفتند که اگه این کار قانونی نبوده پس این قرارداد فی مابین و اینهمه پولی که از این شرکت گرفتن چی بوده؟ کریمی راد: یعنی چی؟ شما که میدونید ما اون پولها رو برای چی گرفتیم. برای خروج ارز و حمایت از اقتصاد کشور و ... کاتوزیان: آقای کریمی راد شما تو صدا و سیما نیستین، بنابراین مجبور نیستین شعارهایی رو که برای مردم میدین برای من هم بدین. بی خیال، ما که میدونیم که... کریمی راد: ببینید جلوی این بابایی اینطوری صحبت نکنید. اصلا آقای بابایی یه چند لحظه ای شما بفرمایید بیرون. بابایی: من میخواستم بگم که این کمپانی وست ویژن رو خودم تاسیس کردم و فکرنکنید کسی پشت سر من هستش. کریمی راد: این روکه قبلا هم گفتی، ما هم فهمیدیم و ضمنا خودمون هم این رو میدونستیم. اگه یه کم چشماتونو خوب باز میکردین متوجه میشدین که درهیچ روزنامه و رسانه ای از وست ویژن اسم برده نمیشه و همه جا تعریف و تمجیده. ما همه ایرادات نتورکهای پشه ای رو هم چسبوندیم به تن گلدکوئست تا خرابترش کنیم. بنابراین خیالشون، ببخشید خیالتون راحت باشه. کاتوزیان : خوب حالا ببینیم چه کار باید کرد؟ کریمی راد: یعنی چی، چه کار باید کرد. خوب معلومه دیگه. قانونش رو که براتون چند بار خوندم همون قانونی که میگه... نوشتمو نیاوردم، همون دیگه : اگر کسی کلاهبرداری کند ... کاتوزیان : آقای کریمی راد حالا ما تو صدا و سیما یه تعریفی از این استناد شما به این قانون کردیم ولی خودمونیم این قانون هیچ ربطی به این موضوع نداره و در مورد کلاهبرداری و غیره است و نمیشه به اون استناد کرد، شما هم جون مادرت اون رو واسه ما نخون که رو خونیت افتضاحه و فعل و فاعلها و مفعول و همه رو... اشتباه میگی. کریمی راد: یعنی چی؟ کلّی وقت گذاشتم تا یه مورد قانونی در این مورد پیدا کردم حالا میگی بیخیال شم. کاتوزیان: آره بابا جان بیخیال شو، یه وکیل درجه سه هم میتونه ثابت کنه که این استناد غلطه. کریمی راد: خوب این تقصیر شماهاست که هیچ وقت یه قانون درست و حسابی نتونستین وضعش کنین که ما هر چی خواستیم رو به اون استنادش کنیم. بابایی: من میخواستم بگم که این کمپانی وست ویژن رو خودم تاسیس کردم و فکرنکنید کسی پشت سر من هستش. کریمی راد: ای بابا، خفمون کردی. پاشو برو بیرون. آدم قحط بود تو رو مدیر عامل کردن. کاتوزیان: آقای کریمی راد آروم باشید شما که میدونید ایشون در واقع نماینده عالیجناب .....هستن. کریمی راد: خیله خوب تمومه. اصلا آقاجون مگه نمیگی قانون، پانون در این مورد نداریم، هر چه زودتر یه قانون جور کنید، بقیه اش با ما. کاتوزیان: آخه به این راحتی هم که نیست. باید یه قانونی باشه که بعدا هم بشه بهش استناد کرد. کریمی راد: ای بابا برا چی دبّه در میاری. تصویبش کن بده بره دیگه. کاتوزیان: چی رو تصویب کنیم، باید قانونی باشه که جای دیگه به منافع خودمون ضربه نزنه. کریمی راد: آها، از اون لحاظ. خوب تصویب کنید هر نوع قول دادن و وعده وعید دادن در مورد این که مردم وارد یه نوع تجارت یا سرمایه گذاری بشن غیر قانونیه و اگه تجارتی هم باشه که همه مردم سود نکنن باز هم غیرقانونیه. این جوری هم هوای مردم رو داشتیم و هم به هدفمون میرسیم. کاتوزیان: بهتره هیچ وقت ترشی نخوری. کریمی راد: چه ربطی داره. کاتوزیان: مرد حسابی با این قانون که تو میگی کل تجارت رو باید تعطیلش کنیم. تا اون جایی که یادمه همه تجارت ما بر اساس وعده وعیدهای الکی بوده. ضمنا اگه تعداد کمی از مردم سود کردن غیرقانونیه یعنی چی؟ یعنی بانکها رو تعطیل کنیم. تو بدترین حالت ممکن گلدکوئست 20 درصد رو به سود رسونده. حالا حسابش رو بکن بانکهای ما که پول مردم رو میگیرن چند ماه نگه میدارن تا در قرعه کشی اونها رو شرکت بدن در واقع چی کار میکنن؟ احتمال برنده شدن یک نفر تو این لاتاریها تقریبا صفره. بعد تو میگی این قانون رو تصویبش کنیم، تازه طرف تو گلدکوئست کار میکنه تا سود بگیره امّا این جا تو بانکها همش شانس و لاتاریه. ضمنا بجز بانکها هم تمام درآمد دولت از وعده وعید دادنه و... کریمی راد: صبر کن ببینم، تو طرف کی هستی؟ کاتوزیان: من طرف شما هستم ولی نمیخوام با تصویب یه قانون اشتباه گند بزنیم. کریمی راد: پس چه خاکی تو سرمون بریزیم؟ کاتوزیان: باید خیلی حساب شده عمل کنیم، تا به حال هر کاری کردیم محبوبیت این کمپانی رو بیشتر کردیم. ما باید علاوه بر تصویب یک قانون که به منافع ما هم در جاهای دیگه ضربه نزنه باید یک نتورک ایرانی راه بندازیم یا از یک نتورک ایرانی حمایت کنیم البتّه غیر مستقیم جوری که مردم خودشون هم متوجه نشن. به جای یک نتورک بین المللی میتونیم یک نتورک محلی داشته باشیم که منافعش به همه ما برسه، تازه میتونیم جوری طراحی اش کنیم که سود بیشتری هم ببریم. مثلا مگه ما نمیگیم ما با سیستمهای با ساختار بی انتها مخالفیم، خوب انِتها دارش میکنیم، مثلا تو همین وست ویژن خودمون اگه افراد بعد از یه مقدار سودی که کردن بیرون برن و از اول شروع کنند چطور میشه؟ تحت یه شرایطی برن بیرون و از اول شروع کنن. بابایی: ولی آقای کاتوزیان این که شد همون سیستمهای هرمی، این که بدتر میشه. کاتوزیان: اول باید بهتر و بدتر رو تعریف کنین. بهتر اون هستش که به نفع ماست. حالا میخواهی هر چی دوست داری اسمش رو بزار . ما از شما حمایت میکنیم دیگه چی میخواهی. بابایی: اگه عالیجناب قبول نکرد؟ کریمی راد: ایشون احتمالا قبول میکنه. کاتوزیان: شما آقای مهندس بابایی چه پیشنهادی دارین. بابایی: اوّل بهتره که بگم من بهتر از شما این کوئستی ها رو میشناسم. میدونم چه جور آدمهایی هستند. شما تا به حال هر اقدامی که کردین اونها رو تو کارشون مصمّم تر کردین. در واقع هر کاری تا به حال کردین اشتباه بوده. اونهایی که کوئستی واقعی هستند رو به هیچ طریقی نمیشه متوقّف کرد. اونها آدمهای سرسخت و فوق العاده باهوشی هستند. اونها هرگز، هرگز و هرگز تسلیم نمیشن. کریمی راد: خوب چی کار باید بکنیم. بابایی: بگزارید یه مقدمه ای بگم، من خودم تو نتورکهای دیگه ای بودم. من خودم در شرکت " امپایر دریمز" که توسط بانک ICENERGY مالزی "مستر کارت" میداد فعالیت کردم و ساختار یه نتورک رو خوب میشناسم. میدونم که تو یک نتورک لیدر ها مهمترین بخش هستند، اونها هستند که سازمان رو بنا میکنند، اونها هستن که زندگی یا مرگ یک نتورک رو مشخص میکنند. لیدرها تنها کسانی هستند روی رشد یک نت ورک اثر میگزارند. اونها هستند که تعیین کننده هستند. کریمی راد: خوب میگی چی کار کنیم، براشون بنویسیم که لطفا از درآمد هفته ای 20000 دلارتون چشم پوشی کنید. بابایی: نه، ولی اگه بتونیم لیدرهای گلدکوئست رو طرف خودمون بکشونیم، به هدفمون رسیدیم و احتیاج به قانون و غیره هم نخواهد بود. هم زمان تبلیغات منفی علیه گلدکوئست راه می اندازیم و شایعه میکنیم که لیدرهای بزرگ گلدکوئست به وست ویژن پیوستن و در نتیجه هر روز تعداد بیشتری از گلدکوئستیها میان تو وست ویژن و در نتیجه خود به خود وست ویژن هر روز قوی تر میشه و گلدکوئست لیدرهای بزرگش رو از دست میده. کریمی راد: اومدیم و اونها نیومدن. بابایی: البتّه یک سری از لیدرهای با تعصبشون به هیچ وجه نمیان، ولی تعداد کسانی هم که فقط دنبال پول هستند کم نیست. اونهایی که نتورک رو فقط به خاطر پولش میخوان، میان. ما برنامه های جالبی داریم که توضیح میدهم: ما 1024 جایگاه اوّل کمپانی رو دادیم به خود شرکت وست ویژن در واقع مال عالیجناب و بقیه دوستامون و 1024 جایگاه بعدی رو هم نگه میداریم واسه اون لیدرهای گلدکوئست که با ما همکاری کنن، لیدرها افراد رو جذب میکنن بدون اینکه ما زحمتی بکشیم، آموزشها هم همونهایی خواهد بود که تو QI میدادن، بنابراین ما مفتی صاحب خیلی چیزها میشیم. کاتوزیان: طرح خیلی جالبی هست امّا چطوری میخواهی لیدرهای QI رو جذب کنید. بابایی: در واقع مذاکرات خیلی وقته که شروع شده، ما با دادن جایگاههای زیاد به اونها بعضی از اونها رو جذب کردیم. مثل آقایان نیما نجمی نیا، داود گرشاسبی، غفوری، همّتی و خیلی های دیگه که داریم جذبشون میکنیم. البتّه خیلی ها هم هستن که هرگز با ما همکاری نمیکنن شاید به خاطراینکه به QI باور دارن. کاتوزیان: پس با این حساب شما کارتون رو شروع کردین. بابایی: بله و به نظر ما راه مقابله با QI ممنوع کردن و کوبیدن اون نیست. همونطور که شما هم میدونن بهترین نهضتها و فعّالیتهای جمعی، با مقابله از بین نرفتن، بلکه با خیانت رهبرانشون از بین رفتن، اگر میخواهی یک حرکت مردمی رو از بین ببری سعی کن از درون اون شروع کنی و اوّل خائن ها رو پیدا کنی و با اونها مذاکره کنی. کریمی راد: به نظر من که عالیه. بابایی: ما برنامه های دیگه ای رو هم داریم، از اون جایی که ما هیچ کدوم از محصولات رو خودمون تولید نمیکنیم و این بر خلاف نتورکه بنابراین داریم با چند تا شرکت ایرانی و خارجی مذاکره میکنیم تا محصولاتی رو با مارک وست ویژن تولید کنن و ما به عنوان اینکه خودمون تولید میکنیم بدیم به بازار. ما جنسهای چینی ارزون قیمت رو مثل شکمبندهای لاغری (کمربندهای لاغری) و وسایل مورد استفاده خانمها رو از چین وارد میکنیم و بعد از عوض کردن بسته بندی با مارک وست ویژن میدیم به بازار که هم سود خیلی خوبی داره هم میگیم، خودمون تولیدش کردیم. کریمی راد: عالیه، در واقع شما با پنبه سر کوئستی ها رو میبرید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 23:17 توسط خرمگس
|
|
||
|
|
|
|
|
قرآن کریم: "آیا آنانکه میدانند با آنانکه نمیدانند برابرند؟" پاسخ به سئوال آیا فعالیت QI شرعی است؟ جواب – اوّل ببینیم "شرعی است" یعنی چه؟ یا به عبارتی شرعی بودن یک مسئله به چه معناست؟ شرعی بودن، به این معنی است که آیا موافق دین و احکام الهی است یا خیر؟ امّا این که مسئله ای موافق دین باشد یعنی چه ؟ یعنی اینکه مخالف حکم خدا نباشد به عبارتی در کلّ، شرعی بودن یعنی اینکه نظر خداوند در اینباره چه بوده است؟ و حکم خداوند آخرین و بالاترین حکم است. امّا از کجا بدانیم حکم خدا در مورد مسئله ای چیست؟ آیا از سخن خدا معتبرتر کلامی وجود دارد؟ پس از کتابهای آسمانی که کاملترین ،آنها همانا قرآن کریم است میتوان در بسیاری موارد به حکم خدا در رابطه با سئوالمان رسید. شاید بعضی بپرسند آیا در قرآن کریم میتوان جواب هر ایراد یا مشکلی را پیدا کرد؟ جواب اینست، مسلماً بله، زیرا خداوند خود به دفعات میفرماید، در هر موردی اختلاف پیدا کردید به قرآن مراجعه کنید که در آن جواب هر سوالی را خواهید یافت. در آیۀ 64 سورۀ نحل چنین میفرماید: " ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند برای آنها روشن کنی." و همچنین در همین سورۀ مائده میفرماید: " قرآن کتابی است که ما با برکت و علم و خیر بسیار فرستادیم، از آن پیروی کنید." و باز در آیۀ 81 سورۀ نحل: " و ما این کتاب را نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایۀ حیات و رحمت و بشارت برای مسلمانان است." آیۀ 10شوری: "در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست، این است خداوند، پروردگار من، بر او توکل کرده ام و به سوی او باز میگردم." آیۀ 119 سورۀ انعام: " خدا هر چرا که بر انسان حرام کرده مفصلّ بیان نموده و از آنها هم به هر آنچه ناچار شوند باز حلال است. و همچنین راههای دیگری که برای رسیدن به حکم خدا وجود دارد به جز کتاب خدا که ذکر شد، سنّت و اِجماع است که هر کدام معنی کاملاً مشخصی و واضحی دارد و در ادامه راجع به آن بحث خواهد شد. امّا در مورد قران مجید موارد متعددی در مورد اینکه بسیاری از نعمتها و زینتها از طرف بندگان، که خود را نمایندۀ خدا پنداشتند حرام شده است و حکم خدا نبوده است از جمله: 59 سورۀ یونس: " آیا روزیهایی را که خدا بر شما نازل کره دیده اید؟ که بعضی را حلال و بعضی را حرام نموده اید؟ بگو: آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا میبندید.( و از پیش خود، حلال و حرام می کنید؟!)" 32سورۀ اعراف: "بگو ای پیغمبر: چه کسی زینتهایی را که خدا برای بندگان آفریده حرام کرد؟ و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده؟ بگو این نعمتها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص اینها." 87 سورۀ مائده: "ای اهل ایمان حرام نکنید نعمتهایی را که خدا برای شما حلال نموده و ستم و تعدّی به یکدیگر نکنید." 119انعام: " آنچه خدا بر شما حرام کرده، مفصّل بیان نموده که از آنها هم به هر چه ناچار شوید، باز حلال است." از آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت برای تمامی سئوالها جوابی در قرآن میتوان یافت حتی در مورد تجارتهای جدید. سئوال اینست که یکنفر که عضو QI است چه فعل حرامی مرتکب میشود. همانطور که میدانید در این شغل ما دو فعل یا عمل را انجام میدهیم: 1. خرید محصول که در اسلام به آن بیع گفته میشود و بازاریابی برای محصولات کمپانی که طبق قراردادی کاملا مشخص و معلوم نوشته شده و به امضای طرفین قرارداد رسیده است و طبق این قرارداد ما در ازای بازاریابی برای این کمپانی مبلغی مشخص حق الزّحمه دریافت میکنیم، به این قبیل قراردادها در اسلام جُعاله گفته میشود که کاملا حلال و شرعی است. 2.حتی اگر فعل ما یعنی بازاریابی را جُعاله تعریف نکنیم و نام دلالی و واسطه گری را بر آن بگذاریم باز هم هیچ ایراد شرعی نمیتوان بر آن گرفت چون در اسلام دلالی هم حلال میباشد و در موارد گوناگون به آن اشاره شده است. محصولی هم که ما بازاریابی میکنیم خواه طلا باشد و یا تور تفریحی و یا دیگر محصولات QI محصولات کاملاً مشخص و ارزشمندی هستند و خرید و فروش و دلالی این محصولات در هیچ جای اسلام حرام و یا حتی مکروه نیست. اگر این طور باشد تمام کارهایی که در آنها واسطه گری وجود دارد زیر سئوال میرود. آیا طلافروشها که هیچ عملی روی طلا انجام نمیدهند فعل حرام انجام میدهند؟ آیا فروش سکه های بهار آزادی که بیش از مقدار طلای خود قیمت دارند حرام است؟ آیا فروش ارز و اوراق بهادار و باقی چیزهای مشابه حرام است؟ چه فرقی بین فعل ما و فعل یک تاجر یا فروشنده طلا وجود دارد؟ آیا کسانی واسطه گری زمین یا چیز دیگری را انجام میدهند، بدون اینکه عملی روی آن چیز انجام دهند آیا فعل حرام مرتکب شده اند. 3. آیا آیات عظام در مورد تجارتی که ما انجام میدهیم اطّلاعات کافی دارند؟ از کجا این اطلاعات را کسب کرده اند؟ آیا دلیل مخالفت برخی از آنها به علت نا آگاهی آنها از این تجارت نوین نیست؟ آیا کسانی که این تجارت را به آیات عظام معرفی نموده اند در معرفی آن صادق بوده اند و اصلا خودشان اطلاعات کافی داشته اند و بدون غرض ورزی این تجارت را معرفی نموده اند یا خیر صادق نبوده اند یا اطلاعاتشان غلط بوده است یا غرض ورزیده اند و یا هر سه؟ احتمالا هر سه. آیات عظام با چند کارشناس در زمینه این تجارت و نحوه و تاریخچه و اعتبار آن در دنیا مشورت کرده اند؟ آیا از برخورد مراجع شرعی در دیگر کشورها با این نوع تجارت اطّلاع کافی دارند؟ آیا براساس واقعیتهای این تجارت حکم میدهند یا براساس آنچه به آنها گفته شده؟ چقدر در مورد این کمپانی و نحوه بازایابی آن تحقیق کرده اند؟ آیا هر تجارتی که برخلاف منافع گروهی قلیل که کشور را ارث پدرشان میدانند راه اندازی شود حرام است؟ آیا بهتر نیست اوّل بیاندیشیم و بعد رای دهیم؟ 4. آیا آیات عظام نمی دانند که اگر در مسئله ای خلاف حکم خدا حکم دهند نتایج بسیار بدی در انتظار خودشان و جامعه است؟ جواب اینست که این را خوب میدانند و به همین علّت جانب احتیاط را رعایت میکنند و نظر خود را بیان کرده و در بیشتر موارد استفتاء میدهند و فتوی نمیدهند و اگر فتوی هم بدهند باز احتیاط میکنند و ضمنا در هر صورت نظر، نظر خودشان است و لزوما حکم خدا نیست و فقط بر عهدۀ مقلدان آنها است که آن حکم را اطاعت کنند که اگر آنها نیز مرجع خود را عوض کنند باز بر آنها نیز واجب نیست. آیا اگر مقلّدی یقین بداند که مرجع تقلید وی در مورد مسئله ای اشباه کرده باز باید به تقلید خود ادامه دهد؟ در اسلام جواب این سئوال داده شده است و جواب اینست: اگر مقلّد در این مورد یقین حاصل کند و بداند که مرجع تقلید به دلیل کمبود اطلاعات و یا به هر علّتی اشتباه کرده و یا ناچار به دادن رای بوده است تقلید از این مرجع جایز نیست، برای اثبات این مبحث میتوان به کلیه کتب اسلامی در زمینه تقلید رجوع کرد. 5. آیا اگر از حضرت ولی عصر (عج) نیز در مسئله ای استفتاء کنند اوّل میگوید حرام است و بعد میگوید حلال است و بالعکس؟ پس چرا در مورد آیات عظام این مسئله مصداق ندارد؟ آیا دلیل آن این نیست که اطلاعاتی که در بعضی موارد به آنها میرسد ناقص و یا خلاف واقعیت است و گروهی میخواهند رای و نظر خود را از زبان این عزیزان بیرون بکشند؟ مثلا قبلا مراجع تقلید گفته بودند که ماهیان غضروفی و خاویار آنها به دلیل نداشتن فلس حرام هستند امّا بعداً با وسایل و دلایل علمی ثابت شد که این ماهیان فلسهای میکروسکوپی دارند که با چشم غیر مسلح قابل دیدن نمیباشد و در نتیجه فتاوی و استفتائات در این مورد برگشت. بعداً معلوم شد که رای مراجع به این علت اشتباه بود که آنهایی که اطّلاعات را دراین مورد به مراجع رسانده بودند عمداً اطّلاعات غلط داده بودند به دلیل اینکه از صادرات این ماهیان منافع عظیمی میبردند و میخواستند مصرف داخلی نداشته باشیم. و یا در مورد شطرنج که بازیگر این ورزش را برخی از مراجع در همین چند سال پیش ملحد میشناختند پس چرا رای آنها برگشت. آیا بدین علت نبود که عدّه ای جاهل مقدس مئاب ذهنیت بدی در مورد شطرنج برای آیات عظام ساخته بودند. و از این موارد بسیار میتوان مثال آورد. اگر یادتان باشد در آن سالها که قرصهای ضد بارداری به ایران آمدند، آیات عظام و مراجع تقلید استعمال آن را به هر طریق حرام دانستند، سالها گذشت و رای آنها به این نظر برگشت که اگر تاقبل از دمیده شدن روح به نطفه یا جنین استعمال شود اشکالی ندارد ( در این مدّت چه تعداد از جمعیت به خاطر این رای بدبخت شدند، خدا میداند. خانواده های از 12 تا بیست نفری زیادی در آن زمان در کشور داشتیم) بعد مسئله سقط جنین با عمل جراحی پیش آمد، باز مراجع گفتند حرام است و قتل نفس محسوب میشود بعد از مدتی دوباره آراء برگشت به این ترتیب که اگر پزشک تشخیص دهد، حلال است. به این جمله دقّت کنید "اگر پزشک تشخیص دهد" چرا؟ به خاطر اینکه اطّلاعات پزشک در این خصوص خیلی بیشتر از یک مرجع تقلید است. خوب آیا نمیتوان این را تعمیم داد، در مورد تجارتهای جدید چطور؟ آیا در این موارد نیز اطّلاعات مراجع به همان اندازۀ سقط جنین نیست؟ وقتی بسیاری از تحصیلکرده های ما هنوز نت ورک مارکتینگ را نمیشناسند و هر کدام تعریف خاصّ خود را از آن دارند پس چه انتظاری از مراجع دارید؟ اگر تصمیم یکی از مراجع ده سال بعد برگشت، تاوان این زیان سنگین را چه کسی خواهد داد؟ تاوان این همه استعدادهای به باد رفته را چه کسی خواهد داد؟ امام صادق (ع) میفرماید : " دو دسته کمر مرا شکستند، اوّل عالمان بی عمل و دوّم جاهلان مقدس مئاب" 6. اصلاً آیا لزومی دارد که در موردی که خود انسان اشراف و اطّلاعات بیشتری درباره مسئله ای دارد، از شخصی که مراتب اطلاعات کمتری دارد نظر بخواهد. مثلا تا به حال دیده اید که کسی به خاطر افتتاح مشاور املاک از مراجع استفتاء بخواهد تا این بندگان خدا هم به زحمت افتاده و از منابع درست و غلط در این رابطه اطّلاعات کسب کنند و در آخر هم به خاطر وظیفه حکمی دهند که خود باید روزی جوابگوی آن باشند. قرآن کریم در آیات 187 الی 202 سورۀ بقره به شرایط قراردادها اشاره کرده که باید نوشته شود و امضاء و گواهی طرفین مبنی بر اجرای مفاد قرارداد باید ثبت شود یعنی رضای طرفین که در لاتین به آن Agreement میگویند و قراردادهای QI تمام شرایط فوق را دارد. آیا شما از قران بالاترید؟ اَئمۀ معصومین (ع) به کرّات فرموده اند که اگر حرف یا سخنی از ما شنیدید که مخالف قران بود آن را به در و دیوار بکوبید و باطلش کنید، این دربارۀ سخنان ائمۀ معصومین(ع) است که معصوم هستند و اشتباه و خطا ندارند چه رسد به استفتائات و فتاوای مراجع که نه منابع درستی برای تحقیق دارند و نه انسانهای صادقی وجود داشته اند که حقیقت این تجارت را برای آنها بازگو کنند. این را نیز دقیقاً میدانم تمام اطلاعات مراجع راجع به QI را گروهی افراد مغرض، نادان و مرتجع که به خاطر منافع خودشان حاضرند هر کاری بکنند را در اختیار آنها گذاشته اند. در مراجعه ای که خود من به یکی از این مراجع داشتم متوجه شدم آنها راجع به کار دیگری صحبت میکنند و من راجع به کار دیگری، در واقع کاری که ایشان در مورد QI توضیح داده و حکم داده بود به نظر من هم و به نظر هر کودکی حرام است. چه میتوانستم بگویم، او که مرجع تقلید خود من نیز بود و تا اندازه ای او را قبول داشتم که هر چه میگفت انجام میدادم، با حیرت میدیدم که هیچ چیزی در مورد تجارتی که من انجام میدهم ندارد که هیچ، بلکه بسیار هم بد متوجه شده یا حداقل اینطور برای او تشریح کرده اند. جالب است که هیچ کس دلیل منطقی برای حکمی که داده ندارد. مثلا میگویند: درست است که آشامیدن مشروب حرام است، ولی تولید و فروش آن در صورتی که به کشور مسلمان نفع برساند حلال است همچنانکه در حال حاضر این مشروبات در کشور تولید و صادر میشود، بگذریم که قسمتی از تولیدات در بازار خودمان به فروش میرسد. سئوال اینست: آیا فروش یا تولید هر چیزی اگر به کشور مسلمانی نفع برساند حلال است؟ اگر این طور باشد وااسفا که فروش بعضی چیزها علارغم سود مالی برایمان بسیار گران تمام خواهد شد؟ میدانید که چه میخواهم بگویم، قبلا گفته ام و مثل اینکه احساسات خیلی ها را جریحه دار کرده ام. یا گفته میشود که خرید و فروش آنچه به جامعه ضرر بزند، حرام است. سئوال اینست پس چرا تجارت پر سود مواد مخدر حرام نیست؟ چرا؟ گفته میشود فعالیت QI به جامعه ضرر میزند امّا نگفته اند و ما هم متوجه نشدیم از کدام بخش از جامعه صحبت میکنند. اقلیتی که بیشترین سهم از منابع این کشور را دارند؟ یا اکثریتی که سهمی از منابع این کشور را ندارند؟ جواب این سئوال را خودتان بگوئید. یادتان هست در اوّل انقلاب تبلیغات تلویزیونی ممنوع، تبلیغات محصولات خارجی خیانت به کشور و از قول خیلی ها حرام و استفاده از خانمها در تبلیغات حرام در حرام در حرام بود؟ حالا چه شده تبلیغات تلویزیونی نفس مردم را بریده است و روزنامه های تمام رنگی همشهری و جام جم و...و صدا و سیما در تبلیغات اجناس خارجی گوی سبقت را از هم دیگر ربوده اند و در اکثر تبلیغات سبک و جلفشان از خانمها استفاده میکنند. چطور ممکن است تجارت QI که بر پایۀ روابط درست انسانی پایه ریزی شده است و عادلانه ترین روش تقسیم سود را دارد و کسی نمیتواند منکر تحول شخصیتی و اخلاقی افراد در این تجارت باشد ایراد شرعی داشته باشد. در کدام تجارت سراغ دارید که افراد اینهمه از یکدیگر حمایت کنند؟ آیا واردات اتومبیل که چند برابر قیمت تمام شده در کشور فروخته میشود شرعی است؟ آیا قانون اجاره به شرط تملیک(لیزینگ) در کشور ما با هیچ کجای دنیا سازگاری دارد که یک اتومبیل مدل 15 سال پیش جهانی با چند برابر قیمت برای یک نفر تمام شود؟ آیا فروش تولیدات داخلی خودروسازان به چندین برابر قیمت تمام شده حرام نیست؟ ماکسیمای تولید ایران در نمایشگاه دبی به 9000 دلار قیمت گذاری میشود و به مشتری ایرانی 33 میلیون فروخته میشود. چرا؟ حتما جواب میدهید به خاطر حمایت از تولیدات داخلی. بله، ولی در هیچ کجای دنیا این همه اختلاف وجود ندارد. آیا شرکت مردم در قرعه کشی بانکها به قصد برنده شدن، قمار و لاتاری نیست. اگر نیست پس در فقه اسلامی چه نوع تجارت یا فعالیتی است؟ شرکت در لاتاریی که احتمال برنده شدن هر شخص در آن نزدیک به صفر است. چه نامی روی سودهای نجومی که بانکهای به اصطلاح اسلامی از مردم به خاطر پرداخت وام میگیرند میتوان گذاشت؟ آیا این همان ربا نیست که در غالب بانکداری اسلامی رنگ و لعابش داده اید. مگر خداوند در قران نگفته است که به هر که قرض میدهید همان مقدار باز پس گیرید و نه بیشتر و اگر نداشت مهلتی دهید تا قرض شما را ادا کند. آیا تجارتی سراغ دارید که شخص خود را متعهد بداند تا همه اعضاء در آن تجارت سود کنند؟ آیا در هیچ تجارتی حمایت و کمک تا به این حد وجود دارد؟ آیا در تجارت سنّتی فکری بجز چاپیدن مردم و سر کیسه کردن آنها وجود دارد؟ "اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید" بهتر نیست شما هم مثل لوئی شانزدهم بگوئید "قانون یعنی من" ، یعنی هر چیزی که به نفع شماست حلال و قانونی و شرعی و ... و هر چیزی به نفع شما نباشد حرام و غیرقانونی و غیر انسانی و غیراخلاقی و غیر...است. بله شما همان غارنشینان عصر جدید هستید که حاضر نیستید از دخمه های ذهنی تارعنکبوت بسته خود بیرون بیاید و جسارت نگاه کردن به روشنایی را ندارید. حکایت شما همان حکایت آن مرد و پیاز اَکّۀ آن شیخ است که میگفت : در حدیث آمده است "هر کس یک مَن از این پیاز را بخرد یک وجب از خاک بهشت را خرید است و ...." ادامه دارد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 23:11 توسط خرمگس
|
|
||
|
|
|
|
|
بزودی اخبار جالبی از کمپانی وست ویژن و توطئه علیه گلدکوئست از طرف آقای بابایی مدیر عامل وست ویژن و دیگر همفکرانش و در واقع اصل کاریها که بابایی مترسکی بیش نیست در این سایت منتشر خواهد شد. توطئه ای کثیف که با کمک بعضی از به اصطلاح لیدرها که در گلدکوئست فعالیت داشته اند در حال انجام است. بزودی اسم این افراد که به تعهدات خود و سازمان خود در گلدکوئست خیانت کرده اند در این وبلاگ میآورم. .و کسانی هم که باور ندارند با گذشت زمان خواهند فهمید و به حماقت خود خواهندخندید. و آنهایی هم که علارغم اینکه ادعا میکنند حرفهای من دروغ است مرتب به این وبلاگ سر میزنند بهتر است از دست من عصبانی باشند من لذت میبرم وقتی میبینم یک مشت احمق که در شبه نتورکهای پشه ای فعالیت میکنند از حرفهای من عصبانی میشوند. از دست من عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. متشکرم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 0:42 توسط خرمگس
|
|
||
|
|
|
|
|
"يكي از دوستان آقاي كاتوزيان (شنيده ايم كه از بستگان خانم ايشان) به يكي از ليدرهاي بزرگ QI براي جلب رضايت كاتوزيان و كميسيون حقوقي مجلس پيشنهاد پرداخت مبلغ 250 ميليون تومان را از طرف ليدر مذكور داده است، وي قول داده كه اين مبلغ باعث تغيير نظر كاتوزيان و بقيه دوستانش به اين موضوع است، از منابع موثق خبر پيدا كرديم كه از طرف شركت وست. ويژن نيز مبلغ كلاني (دقيقاً مشخص نيست) به حساب يكي از بستگان نزديك كاتوزيان و چند نفر ديگر از جمله چند روزنامه مشهور ريخته شده است، البته هيچ كدام از اين افراد چه پرداخت كننده و چه گيرنده هنوز مشخص نيست ولي بزودي اسامي آنها را پيدا خواهيم كرد. لازم به توضيح است خود كاتوزيان حاضر نشده در جلسه اي كه با يك ليدر بزرگ Qi ترتيب داده شده شركت كند امّا نماينده وي حضور داشته است. در جواب سئوال ليدر مذكور كه پرسيده چرا اين مبلغ را از خود نمايندگي درخواست نكرده ايد گفته شده كه به طور غير مستقيم مطرح شده امّا نمايندگي مخالف پرداخت اين مبلغ است يا به عبارتي دليل مشخص و مبرهني براي پرداخت اين پول وجود ندارد، فعلاً مذاكرات ادامه دارد." كاتوزيان و همپيمانانش دكّان خوبي پيدا كرده اند امّا مطلبي را كه نميدانند اين است كه QI چه آنها بخواهند يا نخواهند فعاليت خواهد كرد گر چه اين (ليدر) دوست عزيزم كه با آنها ميخواسته معامله كند به نظر من اشتباه كرده كه حتي به پاي ميز مذاكره رفته و با آنها سر قيمت چانه زده ولي حداقل فايده اين اتّفاق اينست كه، ماهيت آدمهايي مثل كاتوزيان در اين بين كاملاً مشخص شد. كساني كه ادعاي فضلشان ..... ميكند و از حق مردم و وظيفه و اسلام و ملت و منافع كشور صحبت ميكنند و در تلويزيون مينشينند و محاسبات احمقانه و اشتباه خود را به مردم نشان ميدهند كه حتي يك بچه دبيرستاني هم متوجه استدلال غلط ايشان ميشود، در واقع به خاطر پول حاضرند به هر دري بزنند و از راهي ميشود يك پولي و منافعي براي خود تهيه كنند، براي من ماهيت اين آقايان كه شبها به جاي قبله به جيبهاي خود سجده ميكنند و اتفاقاً هنرپيشه هاي بدي هم نيستند كاملاً واضح بوده و هست امّا بسيار خوشحالم كه ديدم امروز يك دانش آموز 17 ساله با دلايل بسيار منطقي و جالب برتري QI را نسبت به تمام نت وركها و شبه نتوركها كه آقايان و آقازاده ها درآورده اند نشان ميداد و با خود مي انديشيدم كه آيا ميتوان اين نسل را از گشودن دروازه هاي ترقي و پيشرفت باز داشت و به آنها بد را خوب و بلعكس نشان داد و يا آنها را فريب داد؟ براستي كه نه ، نميتوان و هر كسي سعي در تظاهر و مردم فريبي كند خود را سرآخر فضيحه خواهد كرد. والسلام نويسنده : خرمگس |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 0:21 توسط خرمگس
|
|
||